تبليغاتX
۞رایگان های بازی۞سرگرمی فقط برای نوجوان۞ - اس ام اس sms

یه روز از یه ترکه میپرسن خونت کجاست؟
میگ:اردبیل همون در زرده

یه روز ترکه تو اتوبوس وایساده و میله اتوبوس رو گرفته
یه نفر ازش میپرسه:این همه جا چرا نمیشینی؟
ترکه میگه:همینم نیم ساعت دیگه گیر نمیاد
ترکه میره بربری بخره میبینه هیچکس تو صف نیست میگه اقا 15 تا بربری بدین به ما بریم
نونوا میفهمه طرف ترکه میگه یه کم بدم دستش میگه اقا برو تو صف وایسا
ترکه یه نگاه این میکنه میبینه هیچ کس نیست میگه کدوم صف؟ نونوا هم همینطور گیر داده بود که برو تو صف یهو ترکه دست میکنه سنگ کل شیشه های مغازه رو میشکنه نونوا بهش میگه هوی مرتیکه چرا همچین کردی؟ ترکه هم میگه ا حالا این همه ادم تو صف هستن چرا گیر دادی به من؟

مسابقه بوده که هر کی بتونه 40 تا بربری بخوره برنده بشه! تهرانیه میره به زور 2 تا بربری می خوره! نوبت لره میشه، لره هم به زور 5 تا می خوره! نوبت ترکه میشه میگه 10 دقیقه می ذارید برم یه جایی و بیام؟ میگن باشه… میره و میاد 40 تا بربری رو یه نفس می خوره! میگن خوب برنده شدی اما اون 10 دقیقه چی کار کردی؟ میگه هیچی رفتم 40 تا بربری خوردم ببینم می تونم 40 تا بخورم یا نه

ترکه رو مي خواستند اعدام کنند ازش مي پرسند آقا اخره عمرته حرفي چيزي نداري طرف ميگه نه شروع مي کنند مي بندنش به جرثقيل وقتي مي برنش بالا دست و پا مي زنه ميگه حرف دارم
حرف دارم.
ميارنش پايين ميگن بگو.ميگه داشتم خفه ميشدم.

به یه ترکه می گن برو با اره برقی 1000تا درخت بکن
می ره 996 تا می کنه خسته می شه می شینه .
می گن چرا نشستی؟ روشنش کن 4تا دیگه هم بکن
می گه : ا مگه روشنم می شه؟

دوست دختر ترکه بهش ميگه: اگه توجه كني ميبيني كه نگاهم باهات حرف ميزنه.
ترکه ميگه: اينقدر پلك نزن، صدات قطع و وصل ميشه !!

تقصير دلم چيست اگر روي تو زيبا ست، حاجت به بيان نيست که از روي تو پيدا ست من تشنه ي يک لحظه تماشاي تو هستم، افسوس که يک لحظه تماشاي تو رويا ست
.................
عمري گذشت و عشق تو از ياد من نرفت دل ، همزباني از غم تو خوب تر نداشت اين درد جانگداز زمن روي برنتافت وين رنج دلنواز زمن دست برنداشت تنها و نامراد در اين سال هاي سخت من بودم و نواي دل بينواي من دردا كه بعد از آن همه اميد و اشتياق دير آشنا دل تو ، نشد آشناي من
...............
فقط کسی معنی دل تنگی را درک می کند که طعم وابستگی را چشیده باشد پس هیچوقت به کسی وابسته نشو که سر انجام آن وابستگی دلتنگیست
...............
روزی از روزها ، شبی از شب ها خواهم افتاد و خواهم مرد اما می خواهم هر چه بیشتر بروم تا هرچه دورتر بیفتم تا هرچه دیرتر بیفتم ، هر چه دیرتر و دورتر بمیرم ، نمی خواهم حتی یگ گام یا یك لحظه پیش از آنكه می توانسته ام بروم و بمانم ، افتاده باشم و جان داده باشم :-؟دكتر شريعتي
.....................
تورا می خواستم تا در جوانی نمیرم از غم بی همزبانی غم بی همزبانی سوخت جانم چه می خواهم دگر زین زندگانی؟!

+ نوشته شده توسط M2 در پنجشنبه 14 شهریور1387 و ساعت 21:26 |